آیا واقعا خدا وجود دارد؟

حال سوال دوم: آیا خدا هست یا نیست؟

اول چند تعریف ساده:

وجود: هست

موجود: چیزی که هست

ناموجود: چیزی که نیست

ممکن الوجود: چیزی که ممکنه هست بشه

ممتنع الوجود: چیزی که اصلا نیست

واجب الوجود: چیزی که باید هست

فرض عدم وجود است و در اثبات این قضیه که خدا هست یا نیست دلایل یا اصطلاحا براهین مختلفی هست که بیان میکنیم:

الف- مهم ترین برهان برهان علیت است

بیان ساده این برهان به صورت زیر است:

هر چه که به وجود می آید دلیلی دارد و آن دلیل علت نام دارد و آنچه که به وجود می آید معلول. که از طبیعت این نتیجه حاصل می شود. البته در صفات معلول و علت بحث بسیار است ولی به صورت کلی مهم ترین آن بحث اتحاد درصفات است یعنی علت و معلول در زمان و مکان و نوع و ... با هم یکی هستند اما تجلیات یا ظهور مختلف دارند.

حال این رشته علت ها به بالا می رود. در این رشته دور وجود ندارد و دور باطل است و یک تسلسل وجود دارد. چرا دور وجود ندارد خیلی طبیعی است اما اثبات آن در این مجمل نمی گنجد. اما یک دلیل ساده: چون علت ها ومعلوها همزمان هستند خود به خود دور از بین می رود چون دور نیاز به ترتیب زمانی دارد.

این رشته تمام می شود و در انتها یک علت وجود دارد و آن علت خداست.

چند مشکل در این برهان وجود دارد:

1- چه کسی گفته که حتما هر معلول نیاز به علت دارد. آنچه از طبیعت استخراج می شود می تواند یک همزمانی باشد. یعنی صدای شما همزمانی صوت و ارتعاش حنجره است و ربطی به علت و معلول ندارد. یا گرمای آتش همزمانی گرما با آتش و ربطی به علت و معلول ندارد.

2- چرا باید تسلسل تمام شود شاید تا بی انتها ادامه داشته باشد.

3- این برهان از نتایج طبیعی استخراج شده و از آن منفک شده و عقلی شده ولی هر نتیجه ی طبیعی دارای خطا است و عدم قطعیت دارد. پس برهان صددرصد درست نیست و عدم قطعیت دارد!!!

البته من جواب های این اشکالات را نمی دانم دوستان نظر داده و پاسخ دهند.

ب- برهان نظم: تقریبا به همان صورت برهان علیت است. البته اینجا معلول قانون و نظم جهان است و علاوه بر اشکالاتی که به برهان قبل وارد شد اشکال دیگری نیز دارد:

صدفه یا تصادف و تکامل تدریجی بدون هیچ قانون و ناظمی می تواند این طبیعت را ایجاد کند. مانند متنی که توسط یک میمون با کامپیوتر تایپ شود پس از تعداد دفعات بالایی بالاخره یک نتیجه درست می دهد.

/ 1 نظر / 48 بازدید
زهره

من میدونم خدا هست .ولی چرا با این همه دعا که میکنیم و تلاش و رفتار سنجیده و درست باز باید یه داماد بی شعور نسیب ما بشه که همه ی ما رو زجر بده و این همه خواهرمو و بجه هاشو زجر بده. سربرج که شد حقوق آبجی رو به زور بگیره. تا حالا بعد6سال یک ریال به ابجیم نداده همش میگه خودت شاغلی .چه شغلی که تو همه پولشو ازش میگیری همه خرج خونه رو اون باید بده. اره خدا هست ولی مقصر بابامه که زور کرد که ندارم خرجتون رو بکشم و باعث ازدواج ی معلم با راننده احمق کرد. والا داماد همسایمون هم دیپلم و راننده است ولی اخلاق داره که متاسفانه خدا ما رو ندید ی آشغال گذاشت توی زندگیمون. خدا به ابجیم رحم کنه.ای کاش شوهرش یا ادم بشه یا بمیره. چون بابام نمیذاره طلاق بگیرن میترسه بیاد اینجا و بخواد یه لقمه نون از سفره اش بخوره.