تفکر آزاد

..: یک ساعت تفکر از 70 سال عبادت بالاتر است :..

وجود, عدم و خلقت

تا کنون به این نتیجه رسیدیم که معبود اصلی معبودی احد و صمد است که خانواده ندارد و در نهایت کمال است. حال میخواهیم در مورد وجود بقیه موجودات صحبت کنیم.

گفتیم خداوند واجب الوجود است. موجودات دیگر ٣ حالت را دارا می باشند:

١- واجب الوجود: این موجودات ازلی و ابدی می باشند ولی معبود اصلی نیز واجب الوجود است و این موجب نزاع و از بین رفتن یکی می شود. در حقیقت می توان همان استدلال را که چند خدای منفرد نمی توانند وجود داشته باشند را آورد و بیان نمود که تنها موجود واجب الوجود همان معبود اصلی است.

٢- ممکن الوجود: که حالت طبیعی موجودات است یعنی روزی می آیند و روزی می روند.

٣- ممتنع الوجود: که اصلا نه پیدا می شود و نه از بین می رود. همان نیستی.

برای توضیح بیشتر می توان گفت:

نیستی یا همان عدم وجود که اصطلاحا به آن عدم می گویند ٢ گونه است:

١- عدم مطلق: نیستی مطلق - اصلا وجود ندارد.

٢- عدم نسبی: نیستی و نبودی که به نسبت زمان یا مکان یا شیء یا چیز دیگری وجود ندارد. مثلا شما قبل از تولد پدرتان در عدم بودید. اما نه عدم مطلق عدم نسبی.

خوب همه موجودات ممکن الوجود روزی به وجود می آیند ولی واجب الوجود ازلی و ابدی است. حال قبل از پیدایش تمام ممکنات چه چیزی وجود داشت: واجب الوجود. پس تمام ممکنات به دلیل واجب الوجود به وجود می آیند. خوب گفتیم معبود اصلی خانواده ندارد پس وجود بقیه ممکنات از کجا ناشی می شوند. اصطلاحا ایجاد شیئی به صورت بدیع که قبلا نبوده است را خلقت می گویند. پس معبود اصلی خالق تمامی ممکنات هستی است حال ممکن است به صورت مستقیم یا غیر مستقیم. یعنی ابتدا موجوداتی خلق شدند (مستقیم) سپس آن ها موجودات دیگری ایجاد نمودند (غیر مستقیم)

به همین دلیل اصطلاحا به واجب الوجود موجود نمی گویند و می گویند : وجود

    پيام هاي ديگران ()

آیا خدا خانواده دارد و صفات معبود اصلی چیست؟

با توجه به مطالب قبلی، خداوند جاوید که خداوند واجب الوجود است بهترین معبود می باشد.

حال به این نکته می رسیم که آیا خدا خانواده دارد یا نه؟

ابتدا باید چند نکته در مورد خانواده گفته شود: اول اینکه پایه و اساس داشتن یک خانواده دو دلیل بیشتر ندارد:

١- برطرف کردن نیازهای مختلف که در انسان نیازهای عاطفی - جنسی و غیره می باشد.

٢- تناسل و بقا

خوب خدایی که نیاز داشته باشد نمی تواند در اوج کمال باشد. در نتیجه بهترین گزینه برای معبود اصلی این است که نیازی نداشته باشد. حال آیا چنین خدایی وجود دارد. بله با توجه به مطالب قبلی و همان استدلال که هم اکنون این خدا پرستیده می شود که اصطلاحا صمد است. پس خدایی وجود دارد که بی نیاز است.

پس مورد اول در مورد معبود اصلی صدق نمی کند. در مورد دوم نیز که معبود اصلی واجب الوجود است و نیازی به تناسل و بقا ندارد چون خود باقی است.

دوم هم اینکه اگر فرض کنیم که معبودی بدون دلیل خانواده تشکیل دهد یعنی بدون دلایلی که گفته شد این خود دلیلی بر نقص خداوند است.چون انسانی که بدون دلیل کاری انجام دهد دیوانه است. پس خدایی که بدون دلیل کاری انجام دهد دیوانه است و معبود اصلی که باید در اوج کمال باشد از این بحث ها به دور است.

در نتیجه معبودی که بهترین گزینه برای پرستش است در کمال و نهایت است و چون خانواده ای ندارد و بقیه ی موجودات نیز ممکن الوجود می باشند در نتیجه مفرد است.

حال ممکن است چند مفرد وجود داشته باشد. یعنی چند واجب الوجود.

اگر اینها کاملا هم صفت هستند پس یکی هستند و اگر نیستند بالاخره یکی برتر است.

البته ممکن است این خدایان هر یک در صفتی در اوج باشد و در دیگری کامل نباشد در این حالت چطور؟

باز هم میبینیم که این احتمال با تواتر موجود در زمینه ی وجود خداوندی که تنها در اوج است مطابقت ندارد. یعنی خدایی وجود دارد که از همه برتر است و این گزینه معبود اصلی است و دلیل دیگر اینکه اگر اینها با هم اختلاف دارند این اختلاف خود به خود موجب تنازع و از بین رفتن است. یعنی این اختلاف موجب از بین رفتن خدایان واجب الوجود می شود که این خود نقض فرض واجب الوجودی است. پس خدایی که بهترین معبود است تنها یکی است که این در تمامی ادیان به صورت متواتر وجود دارد حتی در بت پرستی.

پس تا کنون چند مطلب روشن شد:

١- خدا وجود دارد.

٢- معبود اصلی باید در کمال باشد.

٣- کمال معبود اصلی موجب ٣ صفت است:

الف: واجب الوجود

ب: بی نیازی یا همان صمدیت

پ: تک بودن یا همان احدیت

    پيام هاي ديگران ()

خدای واقعی کیست؟

در مطالب قبلی وجود خداوند به اثبات رسید. حال می رسیم به اینکه خداوند واقعی کیست یا چیست؟

آنچه از تاریخ بشر وجود دارد این است که تا کنون بسیاری از موجودات مادی و فوق مادی به عنوان خداوند برگزیده شده اند. حال دوباره به سراغ انسان می رویم.

یکی از نیازهایی که در بشر به صورت فطری وجود دارد (همانند نیاز به معبود) نیاز به کمال و کمال گرایی است. این نیاز همچون نیاز به معبود از تاریخ بشر و تواتر قابل اثبات است همچنین خود این بحث نیز در اثبات همین نیاز است.

کمال گرایی در انسان ٢ صورت دارد:

١- به کمال رسیدن خود انسان که در مطالب بعدی در این زمینه بیشتر صحبت می کنیم.

٢- کمال گرایی و کمال در انتخاب. یعنی انسان همیشه فطرتا از بین گزینه های موجود بهترین را انتخاب میکند.

ادامه مطلب
    پيام هاي ديگران ()

آیا واقعا خدا وجود دارد2؟

می توان گفت تمامی براهینی که ریشه در طبیعت دارد مشکلاتی که گفته شد را دارا می باشند.

حال به براهین دیگری که ریشه در انسان دارد می پردازیم.

ابتدا یک کلمه را که قبلا هم استفاده کردم توضیح دهم:

تواتر: یعنی کثرت بیان مورد به طوری که احتمال عقلایی در رد آن وجود نداشته باشد. در تواتر شک راه ندارد و انسانی که در تواتر شک کند یا عاقل نیست یا هدف مغرضانه دارد.

خوب 2 برهان انسانی وجود دارد:

الف- برهان صدیقین: بیان ساده آن این است که در تاریخ بشر از ابتدا تا کنون افرادی که مورد اعتماد بوده اند و انسانهای راستگویی بوده اند آمده اند و دعوت به خدا کرده اند که این تعداد به حدی هست که به تواتر رسیده و نیازی به اثبات خدا وجود ندارد.

ب- برهان فطرت: همانطور که در مطالب قبلی گفتم نیاز انسان به پرستش کاملا اثبات شده و فرض بر هست آن است و اگر کسی دلیل آن را بخواهد باید دلیل در رد بیاورد و در اثبات نیازی به دلیل نیست. وجود خداوند که همان ارضا کننده نیاز به موجود برتر هم هست همین گونه است و اختلاف این برهان با براهین قبلی هم در این است. فرض وجود خداست نه عدم وجود و اگر کسی بحثی دارد اثبات کند که خدا وجود ندارد!!!

اشتباه بسیاری از افراد در این است که فرض را بر عدم وجود میگذارند اما این اشتباه است و فرض در وجود است. هیچ دلیل برای رد خدا وجود ندارد مگر با نفی تمامی ماوراء الطبیعه که دیدنی نیست. یعنی با فرض ماتریالیسم محض شاید دلیل بر رد وجود خدا بتوان پیدا کرد. تازه باز هم نمی توان چون بسیاری از موجودات که همه انسان ها آن را متفقا قبول دارند و تایید آن از تواتر هم گذشته باز هم دیدنی نیست مثل: شعور، عقل، اراده، همت، عشق، قلب (نه آنکه در سینه است)، عاطفه

تمامی این موارد تجلی و ظهور دارند و خود دیدنی نیستند.

پس خدا وجود دارد اما خداوند چگونه است؟

    پيام هاي ديگران ()

آیا واقعا خدا وجود دارد؟

حال سوال دوم: آیا خدا هست یا نیست؟

اول چند تعریف ساده:

وجود: هست

موجود: چیزی که هست

ناموجود: چیزی که نیست

ممکن الوجود: چیزی که ممکنه هست بشه

ممتنع الوجود: چیزی که اصلا نیست

واجب الوجود: چیزی که باید هست

1- مهم ترین برهان برهان علیت است

بیان ساده این برهان به صورت زیر است:

هر چه که به وجود می آید دلیلی دارد و آن دلیل علت نام دارد و آنچه که به وجود می آید معلول. که از طبیعت این نتیجه حاصل می شود. البته در صفات معلول و علت بحث بسیار است ولی به صورت کلی مهم ترین آن بحث اتحاد درصفات است یعنی علت و معلول در زمان و مکان و نوع و ... با هم یکی هستند اما تجلیات یا ظهور مختلف دارند.

حال این رشته علت ها به بالا می رود. در این رشته دور وجود ندارد و دور باطل است و یک تسلسل وجود دارد. چرا دور وجود ندارد خیلی طبیعی است اما اثبات آن در این مجمل نمی گنجد. اما یک دلیل ساده: چون علت ها ومعلوها همزمان هستند خود به خود دور از بین می رود چون دور نیاز به ترتیب زمانی دارد.

این رشته تمام می شود و در انتها یک علت وجود دارد و آن علت خداست.

چند مشکل در این برهان وجود دارد:

1- چه کسی گفته که حتما هر معلول نیاز به علت دارد. آنچه از طبیعت استخراج می شود می تواند یک همزمانی باشد. یعنی صدای شما همزمانی صوت و ارتعاش حنجره است و ربطی به علت و معلول ندارد. یا گرمای آتش همزمانی گرما با آتش و ربطی به علت و معلول ندارد.

2- چرا باید تسلسل تمام شود شاید تا بی انتها ادامه داشته باشد.

3- این برهان از نتایج طبیعی استخراج شده و از آن منفک شده و عقلی شده ولی هر نتیجه ی طبیعی دارای خطا است و عدم قطعیت دارد. پس برهان صددرصد درست نیست و عدم قطعیت دارد!!!

البته من جواب های این اشکالات را نمی دانم دوستان نظر داده و پاسخ دهند.

فرض عدم وجود است و در اثبات این قضیه که خدا هست یا نیست دلایل یا اصطلاحا براهین مختلفی هست که بیان میکنیم:

ادامه مطلب
    پيام هاي ديگران ()

انواع نیاز انسان و ترکیب انسان

انسان دارای انواع نیاز است که این نیاز ها ناشی از ترکیب انسان است. ترکیب یعنی چه؟

هر موجودی با توجه به پیچیدگی خود دارای ترکیباتی است. مانند عناصر و مواد مرکب شیمیایی. این ترکیبات از عناصر ساده شروع شده و به موجودات متکامل ختم می شود.

اگر بخواهیم خیلی ریز بشویم خیلی این ترکیبات زیاد هستند اما از نظر حیات 4 نوع ترکیب اصلی داریم که به ترتیب:

1- جماد: که تمامی موجوداتی هستند که زنده نیستند و پیچیده نیستند.

2- نبات: یا گیاهان که زنده هستند و از نظر حرکتی بسیار محدود و دارای پیچیدگی کمی هستند.

3- حیوان: تمامی موجوداتی که ما به عنوان حیوانات می شناسیم و دسته بندی های مختلف خود را دارند. که به نسبت از گیاهان پیچیده تر و از آن ها تغذیه میکنند.

4- انسان: موجود متکاملی که دارای قوه ناطقه یعین اثبات و درک و عقل است.

البته تعریف های بالا دقیق نیست اما نمی خواهیم وارد بحث تعاریف این گروه ها بشیم که خودش چندین کتابه!!! ولی به حالت کلی این دسته بندی و تعاریف وجود دارد. لازم به ذکر هر موجود کامل تر شامل بقیه ترکیبات نیز هست.

خوب بریم سر بحث خودمون "پرستش به کدام ترکیب انسان مربوط است"

اگر به صورت کلی بخواهیم بنگریم و دیدگاه درون دینی بحث کنیم (یعین خداوند را به عنوان خالق مطلق قبول داشته باشیم) تمامی موجودات در پرستش هستند اما با ظهور و بروز مختلف.

اما به صورت برون دینی فقط انسان ها مظاهر پرستش دارند و بقیه ترکیبات بی خدا هستند. پس با توجه به ترکیبات و اینکه فقط انسان ظهور پرستش دارد پس گرایش به موجود برتر یک نیاز انسانی است نه حیوانی یا نباتی یا گیاهی.

برخلاف نیاز به غذا یا نیاز جنسی که کاملا حیوانی است.

در بحث دینی به این نوع نیاز نیاز فطری انسان میگویند و به نیازهای که ریشه های دیگری همچون جمادی، نباتی، حیوانی دارد نیاز غریزی گویند. و در حالت کلی به مجموعه نیاز های فطری انسان فطرت و به مجموعه نیازهای غریزی انسان غریزه میگویند. تاکید میکنم هر دوی اینها نیاز هستند و قابل سرکوب شدت و ظهور مختلف دارند.

    پيام هاي ديگران ()

اثبات نیاز

اولین سوال: چرا میگوییم انسان به پرستش نیاز دارد؟

اول نیاز رو تعریف کنیم. به طور کلی نیاز به مفهوم حفره است که باید توسط شیء دیگری پر شود. و به همین دلیل هم در تعریف صمد میگویند: کسی که حفره ای نداشته باشد. البته نه اینکه حفره به مفهوم سوراخی که ابعاد داشته باشد به هیچ وجه. حفره به معنی کمبود است و نیاز به معنی تجلی و نمود آن کمبود و ارضا به معنی رفع کمبود.

خوب این از نیاز. البته از تعریف چند چیز بدست می آید:

1- نیاز در خود موجود تعبیه شده و به هیچ وجه از خارج اعمال نمی شود.

2- ارضای نیاز توسط یک موجود خارجی است و ارضا توسط خود موجود بی معنی است.

3- هر نیازی یک ارضا کننده دارد. البته ممکن است شدت نیاز به قدری باشد که کاملا ارضا نشود ولی به هر صورت موجودی وجود دارد که آن را ارضا میکند.

حال بریم سراغ اصل مطلب: نیاز انسان به عنوان یک موجود به پرستش

نظرات مختلفی در این باب وجود دارد:

ادامه مطلب
    پيام هاي ديگران ()

پرستش خدا

شاید یکی از مهم ترین مباحث فکری بشر بحث خدا و اله بوده است.

از همان زمان که انسان پا به عرصه وجود گذاشت نیازی در خود احساس میکرد که نتیجه آن پرستش یک موجود برتر بود اما با شکل های گوناگون.

بسیاری از اقوام بت پرست می شدند و دیگران مظاهر طبیعی همچون آفتاب و ماه و ستاره ها و درخت و در نهایت حیواناتی چون گاو و گوساله و موش و ....

در این اواخر نیز افرادی پرستش شیطان را انتخاب نموده اند که جای بسی تامل و تفکر دارد!!!

البته اله های دیگری نیز وجود دارند که بسیار عجیب هستند: آلت پرستی و دیگر انواع آن!!!

در هر صورت به قول یکی از عرفا که بسیار ظریف بیان نموده اند همه انسان ها خدا را می پرستند اما دچار اشتباه در شناسایی اله شده اند.

حال چند سوال پیش می آید:

١- چرا میگوییم انسان به پرستش نیاز دارد؟

٢- آیا واقعا خدا وجود دارد؟

٣- معبود اصلی کیست؟

    پيام هاي ديگران ()